وقت داری حرف بزنیم حرف حساب
بیا یک لحظه رو به روم بشین باهات چند کلمه حرف حساب دارم
میخوام بهت بگم برای چی رفتم و الان برای چی برگشتم اصلا اومدم چی بگم ؟اصلا چرا رفتم؟
خیلی باخودم درگیر بودم درگیر اینکه اگه حرفی بزنم که خودم عامل اون نباشم در اصل به قول دکتر شریعتی اون حرف رو شهید کردم .اونوقت من میخواستم حرفی رو بزنم که حرف خدا بود و نه ...دیگه این کار من نبود
تصمیم گرفتم برم حداقل تازمانی که فقط از تجربیاتم حرفی برای گفتن داشته باشم نه یه قصه بگم و برم قصه ای که برای خودمم فقط یه قصه باشه .حرفی که عاملش من باشم بیشتر به دلت میشینه تا حرفی که به قول قدیمیا از شکم سیری بگم .
خیلی چیزا رو نجربه کردیم خیلی چیزا رو داریم تجربه میکنیم .مطمئنا چیزی که من تونستم انجام بدم برای تو هم میشه دلگرمی اینکه تو هم میتونی .
عیدتون مبارک برای همتون از خدا عاقبت بخیری و عشق میخوام
نرو تو جاده خاکی عشقی که اومد تو ذهنت اونی نبود که من از خدا برات خواستم
عشقی که تو خیابون پیداش کنی رو باید همون جا بزاری و بری .
عشقی رو میگم که بدون چشمداشت به همه ی بنده ها داشته باشی
به همه حتی اون فقیری که تو خیابونه .حتی اون رفتگری که هر شب کوچه رو با جاروش تمیز میکنه تا اشغال منو تو رو مریض نکنه .به همه و همه
اونوقته که اگه دوستت میگه برام کاری انجام بده زود نگاه نمیکنی به داشته هاش و اینکه ایا اون چیزی داره که شاید یه روزی من لازمم بشه وبرم نشون به اون نشون که یه روزی ازم چیزی خواست ازش چیزی بگیرم؟
اونوقته که وقتی مادر پدرت بهت میگن یه کار برامون انجام بده نگاه نمیکنی به داداش کوچیکه که داره تلوزیون میبینه وبگی چرا من ؟
اونوقته که.......
اره اون عشق رو میگم .الهی اون بیاد سراغت و ازت جدا نشه
که لذتش تو دنیا واخرت تمومی نداره
روزگارتون پر از نور وعشق
یا علی
سلام
میگن سلامتی میاره ولی چجوریش ؟
اونیکه از دل بیاد وبرای دلمم هم دلنشین باشه
یه سلامی که تمومی نداشته باشه وقتی رفتی تازه بفهمن چه انرژیی دادی
میخوام بگم یه سلام و کلی انرژی وسلامتی به دلای پاکی که خدامحرم دلشونه .
خونه تکونیه دلاتون مبارک
مبادا از خونه تکونیه دلامون یادمون بره
خیلی وقته نبودم دلم تنگ نوشتن ونظرای قشنگتون بود حتی نظرایی که انتقادی و ...بودن
اومدم بگم میام به همین زودیه زود وبازم مینویسم .توهم بیا تا جمعمون مثل قدیما گرم گرم باشه وخودمونی .
یا علی.
تازه فهمیدم اینم یکی از کارهاشه
رفتم تابارفتنم عمل کنم به حرفم و حداقل خودم حرف خدارو شهید نکنم
حق یارتان
عاشورا
کل یوم عاشوراو کل ارض کربلا
به نظرتون عاشورا همون چیزیه که تا حالا زیاد برامون گفتن ؟
تا حالا بهمون گفتن امام حسین تشنه ی اب بود بهش اب ندادند سرشو بریدن بچه هاشو شهید کردن اونم به بدترین حالت ممکن که شنیدنش چشم هر کسی که تو وجودش یه ذره انسانیت باشه رو پر اشک میکنه بهش ظلم کردن دعوتش کردنو تنهاش گذاشتن و ....
به نظرتون کل عاشورا همینه ؟
به نظرتون اگه امام حسین از خدا درخواست میکرد همون موقع یه عذاب برای این قوم بی وجود و نامرد بفرسته خدا حرفشو گوش نمیداد ؟واین کارو نمیکرد ؟
به نظرتون اگه امام حسین از خدا درخواست اب میکرد خدا براش اب نمیفرستاد
مگه این خدا همون خدای هاجر نیست که وقتی تو بیابون تشنه بود زیر پای مبارک فرزندشون چشمه ای جوشان بوجود اورد که هنوز که هنوزه اون چشمه پر از ابه ؟
چرا نخواست ؟چون شهادت با لب تشنه رو ازادگی میدونست وافتخاری که از طرف خدا شامل حالشون شده بود اینو افتخار میدونست چرا این افتخاربه کسی دیگه داده نشد ؟
چرا تو بعضی مراسم ساکت میشینیم وهیچی نمیگیم وقتی دارن امام حسین (ع) رو استغفرا..اینقدر عاجز و ناکام فقط برای مقداری اب نشونمون میدن ؟چرا میشینیم تا بعضی از کسایی که هیچ اطلاعاتی ندارن امام مارو امامی که دنیا رو غم از دست دادنشون سیاه پوش میکنه وقتی ماه شهادتشون میشه هر حرفی برای اشک دراوردن منو تویی که شنیدیم برای امام حسین (ع) اشک بریزید اجر معنویه بالایی داره و این اشک فردای قیامت به دردمون میخوره میزنن
همش میگن عطشان حسین ناکام حسین و چیزایی که حتی گفتنش هم باعث ناراحتیه خدا میشه
یا یه جوری حسین حسین رو پشت سر هم میگن که اصلا انگار نه انگار دارن امام حسین (ع)رو صدامیزننواقعا امام حسین (ع)شهید شدن تا ما ده روز اشک بریزیم و تو روضه هاش ایشونو اهل بیتشونو محتاج اب نشون بدیم
چرا به عظمت عاشورا اشاره نمیکنن ؟
چرا نمیگن عاشورا چرا عاشورا شد ؟کربلا چرا کربلا ؟
ساکت نشینید اشک ریختن برای دروغهای عاشورا به نظر من حرامه مطلقه
چرا مصیبت رو اینقدر باز میکنن فکر کردید برای چی برای این که فقط اشک دربیارن به قول یکی از سخنرانهای محترم مجلس امام حرف قشنگی زدن اونم این که باز کردن صحنه ی عاشورا و به تکرار بیان اون باعث ناراحتیه اقا امام زمان میشه فکر کنید یه خانوم دور از جون پسرشونو توی یه تصادف از دست میدن بعد شما هر وقت میخواید به ایششون تسلیت بگید اینجوری بیان کنید: خدا رحمت کنه اون پسرت که تصادف کرد زیر ماشین له شد وتیکه تیکه تمام خیابونو خون برداشته بود خودم دیدم فکر کنم اگه اینو بگید کمه کم اون مادر سکته میکنه ولی بعضیا خیلی راحت واقعه ی عاشورا رو باز میکنن و یه چیزایی هم خودشون اضافه میکنن که اشک روقشنگ در بیارن نمیگن قلب عزیز امام مهدی(عج) ازرده میشه
منتظر پیشنهاد یا انتقاداتتون هستم
عاشورایی باشید وکربلایی
التماس دعا
۱۳ اسفند ماه تاریخ عروسی
مرسی از همه ی دوستای نازنینم که همیشه بهترین بودم و مهربونترین
دقیقا نامزدیمون یک سال طول کشید سختیهاش سخت نبودن چون دونفری تحملشون کردیم
خوشحالیهاش خیلی خوشحال کننده بودن چون دوبرابرشون میکردیم
چیزایی که این دوران به ادم یاد میده قشنگن
اول از همه اینکه تو که تا حالا چشم دیدن و درک کردن یکی دیگه غیر از خودتو نداشتی حالا با افتخار
سرتو میگیری بالا و منم منم هات دیگه میشه ما
صبر احترام دوست داشتن درک کردن و .....
هر چی خوبیه بیشتر میکنی
خوبیهای دنیا نصیبتون
دعامون کنید دعاتون میکنیم
![]()
وای دلم براتون یه ذره شده بود
ببخشید خیلی وقته نیومدم ولی الان با دوتا خبر توپ اومدم
تاریخ عروسی اخر این هفته مشخص میشه وخبر دومم نمیگم بعد از زمانش میگم
به قول اون اقای محترمی که میخونه
همه چی ارومه من چقدر خوشبختم
همونی که ایشون میفرمایند
دوستون دارم
برای خوشبختیمون دعا کنید
ادمه و یه عالمه ارزوی براورده نشده
ادمه و یه مشت خاک
ادمه و یه دنیا خواهش
ادمه و یه عالمه حاجت ونیاز
ادمه و .....
اره این ادم بدجوری فکر میکنه ادمه و خیلی وقتا این فکره براش توهم ایجا میکنه و فکر میکنه چه خبره فکر میکنه اره خیلی واسه خودش کسیه
کار همه پیشش لنگه واونه و یه دنیا خواسته که باید اون ستاره قشنگه که سر یه چوب چسبونده رو تکون بده و بگه جی جی جی جینگ و کلی ارزو و خواسته که در عرض چند صدم ثانیه براورده بشه و یه عالمه بنده ی خدا که چشمشون به اون ستاره قشنگست خوشحال بشن و کلی براش تبلیغ کنن که فلانی خیلی کارش درسته خیلی واسه خودش اره
اره بابا این ادم خیلی فکر میکنه ادمه
وای از روزی که خداجونم بخواد حالشو بگیره
به قولی از عرش برسه به فرش اونم فرشی که هزار بار وصله پینه ورفو شدست ![]()
تونخند مبادا خداجون فکر کنه داری به بندش میخندی و به تو هم یه حالی بده
نه اینم نه درس بگیر و بدون شاید یه جایی یه همچین روزی برای تو هم باشه از الان فکر کن نشی مثل این ادمه که به خیال خودش خیلی ادمه و مرد عمل ![]()
![]()
![]()
حرفامو زدم خداکنه حرفام حرفایی باشه که خودمم اهلش باشم و فکر کنم
حرفاتو بزن ولی به اهلش
باش ولی اونی باش که موقع رفتن که شد نگی من کی اومدم که حالا وقته رفتنه
بگو خوب موقعی دارم میرم خداجونم شکرت مثل همیشه که فقط گفتم شکرت
دلدادگیتون وبندگیتون مبارک
بفهمید که چقدر بنده بودن قشنگه اونوقته که همیشه بنده ی خوب خدا باقی میمونید
بنده باشید وبندگی کنید ولی نه بنده ی پول وبنده ی بنده
بنده ی خدا بودن لیاقت و سعادت میخواد خدا کنه هممون با لیاقت و سعادت باشیم
بنده های خدا یکی از بنده های خدا ازتون میخواد دعاش کنید
دعام کنید
ولی من یه جایی رو میشناسم که وقتی دلتو اونجا پارک میکنی پنچرت که نمیکنه هیچ تازه گردو خاک دلتو پاک میکنه پنچریه دلتو میگیره وبرای دلت یه نگهبان ۲۴ساعته سرسخت میزاره که هیشکی حتی نگاه چپ هم به دلت نندازه چه برسه به اینکه حوس سرقت به سرش بزنه
اره اونجا جایی نیست غیر از اسمون
وقتی دلتو اسمونی کنی اونجاست که هیچوقت نگران هیچی نمیشی اونوقته که خیالت راحته دلتو دست هر کسی ندادی و هر جایی دلتو پارک نکردی
ولی امان از وقتی که دلتو رو زمین جا بزاری ویه گوشه کناری پارکش کنی و فکر کنی به خیال خودت اینجا دست هیچ جنبنده و غیر جنبنده ای بهش نمیرسه ولی وای از وقتایی که خدا بخواد یه گوش مالیه اساسی به بنده هاش بده البته حق داره خداست هر جوری دلش بخواد با بنده هاش رفتار میکنه اونوقته که میبینی جایی که به خیال خودت دست هیشکی بهت نمیرسه شده محل دزدا و دارو ندارت که فقط یه دل بوده رو بردن
اونوقت زنگ بزن به من که یه سر بیام قیافتو ببینم
یه یشنهاد یه دوربین پیشت باشه یه عکس اونموقع از خودت بگیر میدونم بعدا زیاد به دردت میخوره
من اگه جای تو باشم وقتی یه بار دلمو رو زمین جا میزارم دیگه از دلم دور نمیشم و میزارمش جایی که بهم ضمانت دادن مراقب دلم هستن
اینجا اسمون خداست
اینجا جاییه که پارک =پنچری نیست
اینجا جاییه که
پارک دل =یادگرفتن عشقه
به دلت عشقو یاد بده
مواظب دل و توکلتون باشید این دوتا هیچوقت تنهاتون نمیزارن و مراقبتونن
شماهم مراقب مراقباتون باشید
کجایی ؟ نه با اون یکی توکل کار دارم اونکه وقتی میاد دیگه بد به دلت راه نمیده
حالا من اون توکل رو میخوام به هم نریختم فقط یه نیاز واقعی و بزرگ به اون توکل قویه دارم که بیاد و اینهمه نگرانی رو از دلم بیرون ببره بیرون ببره جوری که دیگه حتی یک لحظه فکری غیر ازتو تو دلم راه پیدا نکنه
خداجونم تو که همیشه باهام بودی و هستی میدونم که این موضوعی که درگیرشم برای شما شاید اصلا به حساب نیاد ولی برای من یه قسمتی اززندگیمه شاید هم شروع زندگیم .
غیر از تو هیچوقت از هیچکسی نخواستم هیچوقت به غیر از تو رو نزدم
پس اول و اخرخودت فقط کمکمون کن
دوستون دارم برامون دعا کنید
با اینهمه نقشه و نشون دادن راه و اینهمه ادمی که میتونن درست راهنمایی کنن گم شدن من شاید خیلی خطرناک باشه چرا من باید گم بشم چرا منی که تورودارم باید گم بشم چرا منی که همیشه بزرگترین ادعای زندگیم اینه که تورو دارم وتا تورو دارم غم ندارم؟چرا؟میدونم ؟نمیدونم ؟ اخه از کجا اومدم از کجا دیگه تورو ندیدم از کجا گفتم اینجاشو دیگه خودم بلدم شاید اگه برگردم همونجا بازم تورو ببینم و بهت بگم که اشتباه میکردم من اینکاره نیستم
چقدر باید برگردم اخه اینجا که جاده نداره همش راه خاکیه و معلوم نیست از کجا رفتم ؟هیچی ندارم گرسنه ام تشنه ام غذا میخوام اب میخوام تورو میخوام ولی تو نیستی کجایی چرا منو تنهاگذاشتی نه هیشکی باورش نمیشه که تو از من دور شده باشی و تو منو تنهام گذاشته باشی اگه اینو بگم معلومه که دروغه چون همه میدونن که تو هیچوقت هیشکی رو تنها نمیذاری من نخواستم باهات بیام من ساز مخالف زدم من گفتم خودم بلدم و میدونم اره همش تقصیر منه بازم این منم منم من کاره خودشو کرد و یه بار دیگه منو از تو جدا کرد
چرا من با اینکه میدونستم اگه از پیشم بری راهو گم میکنم بازم گفتم دنبالم نیا خودم بلدم خود میرم اره خیلی برام پیش اومده و این دفعه ی اولم نیست و خوب میدونم بار اخرمم نیست ولی چرا یهدفعه از این اتفاقات برام درس عبرت نمیشه تا دیگه راه درستو برم بازم میخوام این اتفاق رو تجربه کنم
همیشه همینه دستتو میگیرم تا جاده یه ذره برام اشنا میشه دستتو ول میکنم و میگم از اینجا خودم بلدم نمیخوام تو همراهم بیای خودم میدونم دارم چیکار میکنم خودم بلدم برو دیگه به تو نیاز ندارم و روز از نو روزی از نو
کاش یاد بگیرم یه دفعه برای همیشه دستتو بگیرم و دیگه ازت جدا نشم
اونوقت دیگه هیچوقت گم نمیشم به این ایمان دارم
برای گم نشدن یه کم تلاش میخواد نیازی نیست برگردیم تا راهو پیدا کنیم همینکه از خودش بخوایم راهو نشونمون میده به شرتیکه دیگه دستشو ول نکنیم
اونم خوب بلده مارو از کجا ببره که نه مسیر برامون خسته کننده باشه نه طی کردن مسیر طاقت فرسا
دستتونو از دست خدا جدا نکنید
مراقب توکل و دل و خدای مهربون توی دلتون باشید
کدوم داستان؟داستان زندگی همونی که خیلی وقته دارم ازش مینویسم همونی که به خیال خودم خوب فهمیدمش اما...
یه روز گفتم زندگی قشنگه ولی فهمیدم... نه همیشه
نفس کشیدن هم خوبه .... اونم گاهی اوقات
عشق پر از زیباییه ولی به وقتش ..
دوست داشتن و انتظار جالب و دوست داشتنیه .... ولی
همه چیز به وقتش قشنگه ولی اگر غیر از وقتش بیاد سراغت گاهی وقتا میشه تلنگر تا تو حواستو بیشتر جمع کنی گاهی وقتا هم میشه یه راه رفتنی که شاید هیچوقت برگشتی نداشته باشه
همه چیز اونروز و اونوقت و اون ثانیه ای که باید اتفاق میافته ولی گاهی وقتا ما ادمای عجول دوست داریم زودتر از زمانش خیلی چیزا رو تجربه کنیم و اونوقته که تحت هیچ شرایط حرفای خدا جونو قبول نمیکنیم و فقط میگیم خودمون اره این من هیچ وقت نمیخواد غیر از خودش حرف کسی رو قبول کنه و اونوقته که خوب معلومه چه اتفاقی میافته و جای گله و شکایتی هم باقی نمیمونه
هر چیزی اگه قرار باشه غیر از زمان تعیین شدش اتفاق بیافته به قول قدیمیا سنگ رو سنگ بند نمیشه و همه چیز به هم میریزه حتی خود تویی که دوست داری ببینی اخر این داستان چی میشه
گفتم نفس کشیدن خوبه ولی نه همیشه
منظورمو با مثال برات میگم مثلا وقتی تو استخر داری شنا میکنی و رفتی زیر اب اونجا هوایی وجود نداره که تو نفس بکشی پس اگه به نیت نفس کشیدن هم دهنتو باز کنی همون نیت خفت میکنه و به کلی نفس کشیدن از یادت میره حالا فهمیدی چرا میگم نفس کشیدن هم خوبه ولی نه همیشه گاهی وقتا باید همون هوایی که توی ریه ی خودت نگه داشتی رو تو برای چند لحظه توی وجودت حبس کنی تا بشه برات راه نجاتو مثل یه حباب کمکت کنه که به سطح اب برسی
گفتم زندگی هم قشنگه ولی نه همیشه
یه لحظاتی گاهی وقتا پیش میاد که حتی از زندگی کردن برای ادما مهمتره تعریفشو میزارم به عهده ی کسایی که اینو درک کردن و رفتن و شهید شدن تا منو تو زندگی کنیم تا منو تو با غیرت زندگی کنیم تا منو تو با ابرو زندگی کنیم تا منو توبا عشق زندگی کنیم تا منو تو خدایی زندگی کنیم و بفهمیم و زندگی کنیم تا زندگی کنیم
التماس دعا
مواظب دل و توکل باشید
مراقب مراقبتون باشید ![]()
سلااااااااااااااااااااااام
عیدتون مبارک سالی پراززیبایی و خدایی شدن رو برای تک تکون ارزو میکنم
من اومدم
به قول یه بنده خدایی دیر اومدم ولی مهم نیته و اینکه دیر یا زود ...اما اومدم
خوبید وای دلم برای تک تکتون یه ذره شده بود امسال اولین سال دونفرمون بود برای همین یه کم زیاد شد خیلی خوش گذشت .ایشالله همتون دونفره بشید برید مسافرت میفهمید چی میگم مخصوصا اینکه طرف مقابلتونم حسابی خوش سفر باشه ![]()
وای نمیدونم چقدر تشکر کنم از همه ی دوستای گلم که به یادم بودن
اسم نمیبرم چون اگه کسی رو جا بندازم خودم خیلی ناراحت میشم
همتونو دوست دارم از همتون بابت لطفتون ممنونم و عیدوبه همتون تبریک میگم
ایشالله میام وبتون عید دیدنی فقط عیدی یادتون نره عیدیه همتون هم پیش من محفوظه
به خدا میسپارمتون التماس دعا
میگن سلام سلامتی میاره برای همین گفتم خیلی سلام تا دنیا دنیا سلامتی از خدا براتون بخوام
وخدا هم به واسطه ی سلامتیه شما به ماهم سلامتی بده
شاید شرایط سختیه شایدم خیلی قشنگ و سخت شاید هم هر چی شما میگین امیدوارم تک تکتون این حس و مراسم رو تجربه کنید درسته خستگی و حرص و اضطرابش زیاده ولی کنارش یه رسیدنه که فکر کنم ارزشش خیلی بالاتر از این خستگیهاست شایدم اینقدر کوچیک باشه که اصلا دیده نشه
مراسم عقد ما اگه خدا بخواد پنج شنبه ۱۳ اسفند یعنی هفته ی بعد به مناسبت تولد پیامبر اکرم (ص)
هم اکنون نیازمند یاری دعای خیرتان هستیم
برای تک تکتون سر سفره ی عقد دعا میکنم
فکر نمیکنم وقت کنم تا قبل از مراسم دوباره بیام اینترنت
تا میتونید دعام کنید و منم برای خوشبختیه تک تکتون دعا میکنم
دوستون دارم مواظب امانتهای خدا باشید
سلام به همه ی بنده های مهربونو دوست داشتنی خدا ![]()
خیلی وقت بود نبودم یه دلیلش برای خودم بود و یک دلیل دیگش برای یکی که خیلیاتون میشناسید
اول دومیشو میگم نینیه خانومه و اقاهه بدنیا اومد یه دخمل خوشگل و مامانی به اسم غزل
قربونش برم ماشالله اینقدر دلنشین و نازه که حد نداره
دلم براشون یه ذره شده و اگه خدا بخواد اخر این هفته میرم که ببینمشون
و اماااااا خبر دوم درباره ی خودمه ![]()
بهتره بگم یکی از مهمترین تصمیماتی که هر ادمی باید تو زندگیش بگیره و اونم انتخاب کسیه که تا اخر همراهش باشه و بشه تکیه گاهش ،رو من گرفتم و همراه همیشگیمو انتخاب کردم ![]()
ایشالله مراسم برای بعد از ماه صفر چون احتمال میدادم اونوقت خیلی درگیرتر از الانم باشم الان از همه معذرت میخوام اگه دیر جوابشونو دادم
برامون دعا کنید میخوام یه وبلاگ درست کنم و تمام اتفاقات این چند وقت رو بنویسم
هر کی دوست داشت بگه تا ادرسشو بدم تا بره بخونه
امیرم به زندگیه من خوش اومدی![]()
یک توپ بسکتبال تو دست تو تقریبا 19دلار می ارزه ![]()
یک توپ بسکتبال تو دست مایکل جردن تقریبا 33میلیون دلار می ارزه
بستگی داره توپ تو دست کی باشه !
یک راکت تنیس تو دست من بدون استفادست ![]()
یک راکت تنیس تو دست اندره اقاسی میلیونها دلار می ارزه ![]()
بستگی داره راکت تنیس دست کی باشه !
یک عصا تو دست من شاید بتونه چند تا سگ رو از من دورکنه
یک عصا تو دست موسی دریای بزرگ رو میشکافه
بستگی داره عصا تو دست کی باشه! ![]()
یک تیرکمون تو دست من میتونه یک اسباب بازیه بچگانه باشه
یک تیر کمون تو دست داوود یک اسلحه ی قدرتمنده
بستگی داره تیرکمون دست کی باشه !
همونطوریکه دیدی بستگی داره تو دست کی باشه ؟
پس دلواپسی ها,نگرانی ها ,ترس ها,امیدها,رویاهاو خانواده ها و نزدیکانت رو به دستای خدا بسپار
چون بستگی داره تو دستای کی باشه ![]()
این حرفا تو دستای تو
باهاش چیکار میکنی ؟
بستگی داره تو دستای کی باشه
میخوام از وقتی بگم که بودی از وقتیکه منم بودم دوست داشتن بود ولی نمیدونم الان که تنهایی و انتظار هم بهمون ملحق شدن میتونم از بودنمون بگم میتونم از دوست داشتنام بگم میتونم از ....نه از نبودنت نمیتونم بگم هنوزم برام سخته
از کجا بگم به کی بگم به چی بگم ؟چی بگم ؟ هنوزم گفتنش برام سخته
اینجوری میگم اول تنها بودم تنهای تنها نه خیلی تنها خدا هم همراهم بود بعد نگاهم به نگاهت گره خورد من بودم و تو. تویی که دوست داشتنی ترین موجود بودی تویی که همه ی عالم تو نگاهت معنا داشت حتی چیزایی که هیچ تعریفی براشون نداشتم حتی کسایی که برام دوست داشتنی نبودن همه چیز قشنگ بود و قشنگ موند گفتی راه رفتنی رو باید رفت از نگاهت ترسیدم دلم بدجور لرزید بهم دلداری دادی ولی ترسم بیشتر از ارامشم بود راه بودن رو بهم یاد دادی و رفتی من سرگرم راهی بودم که بهم نشون دادی و وقتی برگشتم دیگه نبودی بازم من موندم و خدا ولی ایندفعه یه فرق دیگه هم داشت چون بودنم مساوی شد با یه کوله بار پر از انتظار تو.
التماس دعا ![]()
یه راه طولانی بینمونه
از من تا تو ،تو نه دل تو
یعنی میشه یه روزی من به دلت برسم وای اونروز چه روزی میشه
خواسته ی من بزرگ نیست ولی دارم به دلم یاد میدم بزرگ باشه اینقدر که ....
همیشه میگن بعد از رفتن رسیدنه ولی رسیدن به چی به کی ؟درسته هر چقدر بری به یه جایی میرسی ولی اونجا کجاست ؟همون جاییه که دلت میخواسته برسی یا بدتر راهو گم کردی؟
یه وقتایی هرچقدر میریم بیشتر از مقصد فاصله میگیریم واگه نفهمیم شاید هیچوقت نرسیم.
رفتن همیشه رسیدن نیست گاهی بیشتر فراموش شدنو گم شدنه ما میریم تا راهمونو پیدا کنیم راه که پیدا نمیشه هیچی بقیه هم فراموشمون میکنن .بقیه خیلی زود فراموش میکنن کاش دلم زود یاد بگیره بزرگتر بشه تا برای تجربه هاش جا زیاد داشته باشه برای دوست داشتنش برای تو برای اونایی که فراموشش میکنن برای اونایی که همیشه دوسش داشتن و دارن
رفتن بودن موندن فراموش کردن و فراموش شدن ،به یاداوردن و خواستن و نخواستن و.... هزارتا فعل دیگه که شاید هیچوقت نتونیم انجامشون بدیم و باهاشون تا اخر خط بریم .واقعا برای رسیدن نیاز به فعل داریم یا بدون فعل هم میتونیم به اخر خط برسیم .نمیدونم
راستی اخر خط کجاست؟خدا ؟پس چرا داریم اشتباهی میریم خدا که با صدای بلند داره صدامون میزنه اصلا صداش از اونطرف میاد ولی ما داریم اینوری میریم شدیم مثل ادم کوکی فقط میریم با اینکه میدونیم اشتباهه ولی میریم
این راه اخر هم داره ؟یا شاید هیچوقت نرسیم
خیلیا میگن قبل از اینکه کاری رو شروع کنی بهتره به اخرش فکر کنیم ولی اخه تشخیص دادن اینکه اخر خط منو تو کجاست ؟چی میشه ؟نمیدونم ؟تا الان فقط بهمون یاد دادن راه بریم اروم و قدم به قدم اولش مدام زمین میخوردیم بعد یاد گرفتیم دستمونو به جای بلند بگیریم تا اونو تکیه گاه انتخاب کنیم و بهش تکیه کنیم و بعد بلند بشیم تا زمین خوردنامونو کم کنیم هیچ کسی زمین خوردنو دوست نداره ولی برای اینکه بتونیم راه بریم باید چند باری زمین بخوریم تا راه رفتن برامون شیرین بشه حالا یاد گرفتیم راه بریم ولی کجا بریم ؟باکی بریم؟ چی برداریم ؟جایی که میریم امکانات چی داره ؟ اصلا برامون مهمه رفتنمون چجوری باشه یا قصد ما فقط رفتن حتی به رسیدن فکر هم نمیکنیم میریم تا جایی که خسته بشیم بعد میشینیم و به راهی که اومدیم چیزایی که دیدیم فکر میکنیم باز خستگی که تموم شد دوباره میریم ولی بازم نمیدونیم کجا و این داستان همچنان ادامه دارد رفتن و نرسیدن.
خوشبحال تویی که فهمیدی اشتباه رفتی و برگشتی و داری اون صدای مهربونو گوش میدی تا بفهمی کجاست و خودتو برای رسیدن به اون صدای مهربون اماده میکنی اگه تو راه منو دیدی دست منم بگیر و با خودت ببر من هنوزم تو افکارم گم شدم. ارومتر برو شاید راهمون یکی باشه
مخاطب نوشته هام دلتونه دل همتون نه دل کسایی که حرفام براشون بوی اشنایی نمیده
شاید روزی دیگر ...![]()
التماس دعا![]()
سالروز یکی شدن دو قلب اسمانی و پراز نور خجسته و مبارک .
سلام
خیلی وقته هستم و نشون میدم نیستم شایدم واقعا نیستم و نبودم
به هر حال بودن و نبودن خیلی وقتا خیلی مهم نیست مهم اینه که بخوای باشی پس خدا هم کمکت میکنه تا بودنتو باور کنی وکنار بقیه نفس بکشی (البته همیشه هم نفس کشیدن به معنای زنده بودن نیست خیلیا هستن که نفس میکشن و خیلی وقته که مردن )
یه مدت خیلی باخودم درگیر بودم اتفاقای جورواجور که مغز هر جنبنده ای از شنیدنشون کمتر کاری که میتونه انجام بده منفجر شدنه یاداوریشون شاید برای خودم فقط اذیت داشته باشه پس چیزی نمیگم وشما هم مثل همیشه که بزرگواری میکنیدو نمیپرسید اینبار هم بزرگیتونو برای چندمین بار نشونم بدید درگیری تو زندگی خوبه ادمو به خودش میاره مجبوری فقط به چیزایی فکر کنی که اصلا دلت نمیخواد این وسط اولین و اخرین کسی که اذیت میشه بازم خود آدمه ولی خیلی وقتا نیاز داری خودتو اذیت کنی
همیشه که پرقو نیست که تو توش راحت باشی یه وقتایی قوها کوچ میکنند شایدم نسلشون منقرض بشه و دیگه نباشن که تو توی پرهای نرمو قشنگشون جا خوش کنی .پس بهتره هنوز که هستن گاهی وقتا خودت از پرقو بیای بیرونو یه ذره روی زمین سفت بخوابی بدن درد بگیری تا قدر لحظاتی که تو پر قو بودی رو بیشتر بدونی یا یه لحظه هایی خودتو جای کسایی بزاری که دوست دارن مثل تو تو پرقو باشن و نمیتونن .
پس این تلنگرها همچین هم بد نیست حکایت ،حکایت سوزن و جوالدوزه
قصه از کجاشروع شد ؟اها از جایی که قرار بود خدا باشه وقتی خدا بود زندگی هم شروع شد برای زندگی نیاز بود موجودایی باشن که انسان دستشو بالا گرفت و خودشو برای اومدن تو جایی که هیچی ازش نمیدونست وفقط به خاطر خواست خدا بود ،اومد انسان که اومد زندگی رنگش عوض شد زنده شد دوست داشتنو فهمید عشقو تجربه کرد به نیازهاش پی برد مشکل سرراهش اومد ولی یادش نرفت که وقتی داشته میومده خدا تو جیبش صبر و توکل و اختیار گذاشته پس محکم شد تکیه گاه شد همدم برای تنهاییش پیدا کرد و بعدشم ....زندگی زیباشد وقتی انسان، انسانیتوعشقشو پیداکرد.
مراقب دل و توکل و عشقتون باشید .![]()
برای عاشق شدن و موندن دیرنیست
عاشق باشید
![]()
نه عاشق شدم نه تو دنیا موندنی
دعاتون میکنم دعام کنید ![]()
![]()
